ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
587
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
بخششهاى كلان كرد و آنان را به جنگ برانگيخت . چون به غزه رسيد اعراب از گرد او پراكنده شدند . مردم ديگر نيز از پى ايشان رفتند . چون به بلبيس آمد جز اندكى با او نمانده بود . لشكر بر او سبقت جسته به قاهره رفته بود . چون لشكريان از بلبيس كوچ كردند امير عز الدين ايدمر الظاهرى نايب شام با جمعى از امراى شام از الملك السعيد اعتزال جست . مصريان نيز به امير عز الدين پيوستند . الملك السعيد به اين امر وقعى ننهاد و خود با باقيماندهء لشكريانش پيش تاخت تا به بيرون شهر قاهره رسيد . نايب او در قاهره امير عز الدين آيبك الافرم بود . او در قلعهء جبل بود و لشكر گرداگرد او را گرفته بود . امير علم الدين سنجر الحلبى از سوى الملك السعيد حمله كرد و پس از كشته شدن چند تن از دو طرف راهى گشود و به قلعه درآمد و علم سلطان برافراشت . سپس فرود آمد و الملك السعيد را نيز به قلعه برد اما سنقر الاشقر در مطريه ماند و به هيچيك از دو طرف نپيوست . چون سلطان به قلعه درآمد از دو سو نبرد آغاز شد . محاصرهكنندگان آب را قطع كردند . گويند كه چون الملك السعيد به قلعه مىرفت ، امرا با لشكريان خود رفتند تا راه بر او بگيرند ولى خداوند حجابى از ابرى انبوه بر او پوشيد و آنان راه او ندانستند . چون الملك السعيد به قلعه درآمد خواص او با وى به مخالفت برخاستند و برخى از او جدا شدند . الملك السعيد با امرا به گفتگو پرداخت كه اگر از دشمنى دست بردارند ، در عوض شام را به ايشان واگذار خواهد كرد . آنان جز حبس او هيچ نمىخواستند . گفت تنها كرك را به او دهند . آنان پذيرفتند . الملك السعيد سوگند خورد كه امانشان داده و آنان نيز سوگند خوردند كه از عصيان باز آيند و با هيچيك از سپاهيان بر ضد او توطئه نكنند . چون پيمان بسته شد در حال او را به كرك فرستادند و به نايب كرك علاء الدين ايدكين [ ( 1 ) ] الفخرى نوشتند كه او را به كرك راه دهد . او نيز چنان كرد و الملك السعيد در كرك استقرار يافت و علاء الدين ايدكين زمام كارهايش را به دست گرفت . امرايى كه در مصر بودند . امير سيف الدين قلاون را به فرمانروايى نامزد كردند ولى او نپذيرفت و به بدر الدين سلامش بن السلطان الملك الظاهر ركن الدين بيبرس البندقدارى اشارت كرد و گفت او سزاوارتر بدين مقام است . سلامش كودكى هشت ساله بود . او را در ماه ربيع الاول سال 678 به پادشاهى برداشتند و بدر الدين لقب دادند . امير قلاون سمت امير الجيوش يافت . قلاون ، سنقر الاشقر را به عنوان نايب شام به دمشق فرستاد . [ سپاهيان چون با الملك السعيد به مخالفت برخاستند عز الدين ايدمر نايب دمشق را كه بعد از جمال الدين اقوش چنين مقام يافته بود ، دستگير كرده بودند . چون سنقر
--> [ ( 1 ) ] متن : ايدكز .